ماه محرم - عزاداران ابوالفضلی دهنو شهرستان آران وبیدگل   

  شهادت سرور و سالار شهیدان آقااباعبدالله الحسین را به عموم مسلمین جهان تسلیت عرض می نماییم ............. عزاداران ابوالفضلی دهنو شهرستان آران وبیدگل

  تماس با من

  آرشيو

  نویسندگان

مهدی باغبانزاده آرانی

  آرشیو شده ها

دی ۸٦

  بچه باحالها

هيات رزمندگان شميرانات
ياداداشتهای يک مداح
وبلاگ کانون فرهنگی حضرت ابوالفضل
وبلاگ کانون فرهنگی الغدير

استان مقدس محمد هلال


  RSS 2.0  

 

  مادران شهدايی که در کربلا بودند

 

سماوى نقل كرده است كه در كربلا 9 نفر شهید شدند كه مادران آنان نیز در كربلا حضور داشتند:

1- عبدالله بن الحسین علیه‏السلام، مادرش رباب است.

2 - عون بن عبدالله بن جعفر، مادرش زینب كبرى است.

3 - قاسم بن الحسن علیه‏السلام، مادرش رمله است.

4 - عبدالله بن الحسن علیه‏السلام، مادرش دختر شلیل بجلى است.

5 - عبدالله بن مسلم، مادرش رقیه دختر على علیه‏السلام است.

7 - عمرو بن جناده كه مادرش او را امر به جنگ با دشمنان مى‏كرد.

8 - عبدالله كلبى كه او نیز بر اساس آنچه طاووسى ذكر كرده است مادرش او را ترغیب به جهاد مى‏كرد.

9 - على بن الحسین علیه‏السلام، مادرش لیلى است كه در خیمه ایستاده بود و دعا مى‏كرد، بر اساس آنچه در بعضى از اخبار آمده است، و هنگامى كه آن بزرگوار را شهید كردند او شاهد شهادت فرزندش بود

و در تنقیح المقال آمده است كه منجح به همراه مادرش حسنیه نیز در كربلا حضور داشته است

مهدی باغبانزاده آرانی

نظر بدهید

 

  پخش زنده کربلا و دانلود صوتی و تصویری مراسم عزاداری دهنو آران

 

   

 

دانلود صوتی و تصویری عزاداران ابوالفضلی دهنو آران با مدیحه سرایی  مداح اهل بیت حاج اسماعیل اخباری

        

           دانلود تصویری هیات ابوالفضلی اران (نوحه علی اصغر)  همین جا کلیک کنید

           دانلود برای موبایل  السلام علیک یا ابوالفضل کلیک کنید

          دانلود برای موبایل اصغرم زمزمه آه تو درگوش من است کلیک کنید 

          دانلود برای موبایل عباس من مرد وفا  کلیک کنید 

دانلود برای موبایل می رسانم به حرم آب اگر بگذارند کلیک کنید

 دانلود برای موبایل (لای لای ای کودک ۶ ماهه)باصدای حاج حسن هارونی کلیک کنید

مهدی باغبانزاده آرانی

نظر بدهید

 

  بدون شرح

 

    

مهدی باغبانزاده آرانی

نظر بدهید

 

  تصاوير عزاداران ابوالفضلی دهنو آران تاسوعا و عاشورای حسينی سال ۱۳۸۵

 
  

      

 

  

مهدی باغبانزاده آرانی

نظر بدهید

 

  اولین برف در آغاز ماه محرم الحرام

 

      

مهدی باغبانزاده آرانی

نظر بدهید

 

  ممنوعیت علم کشی در ماه محرم

 
ناجا در حال تنظیم اطلاعیه ای است که طی آن کلیه هیات های عزاداری می بایست طبق دستورالعملی که دریافت خواهند کرد، مراسم ویژه ماه محرم را برگزار کنند.
 دو هفته مانده به آغاز ماه محرم، نیروی انتظامی در صدد است امسال به طور جدی تری با"علم کشی" برخورد کند.
                            

خبرنگار عصر ایران  کسب اطلاع کرد که ناجا در حال تنظیم اطلاعیه ای است که طی آن کلیه هیات های عزاداری می بایست طبق دستورالعملی که دریافت خواهند کرد، مراسم ویژه ماه محرم را برگزار کنند.

این طرح که طرح ضابطه مند کردن هیات ها نام دارد، با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه و نیروی انتظامی اجرا خواهد شد.

همچنین براساس طرح یاد شده هیات های مذهبی تنها در صورت اخذ مجوز می توانند اقدام به برگزاری مراسم مذهبی در معابر عمومی کنند.

گفتنی است سال گذشته سردار رادان اعلام کرده بود که سال آینده با مظاهر خرافه پرستی از جمله علم کشی برخورد خواهد شد.
همچنین طی دو سال گذشته همزمان با شب شام غریبان امام حسین نیروهای انتظامی در حالت آماده باش کامل در خیابان های اصلی شهر تهران از جمله ستارخان، میدان محسنی، شهرک غرب و ... مسقر می شدند .
 

مهدی باغبانزاده آرانی

نظر بدهید

 

   

 
دوم محرم ورود امام حسين به سرزمين كربلا (سال 61 قمري) هُرم سوزان كوير، بر خستگي كاروانيان نيشتر مي زند و بدن هاي خسته آن ها را مي آزارد. خورشيد غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگناي افق جاي مي دهد. كاروان بر سينه تفتيده بيابان توقف مي كند. صدايي مي پرسد: اين جا كجاست؟ پاسخ مي آيد: اين جا كربلاست! آري، حسين (ع) به كربلا مي رسد و دل كوير را در تب و تاب مي اندازد. آسمان نيز، چهره در هم كشيده است. زمين بغض خود را فرو مي خورد. فرات بي صدا اشك مي ريزد و خارها خود را به دست نسيم گرم سرنوشت داده اند. امام حسين در روز ترويه يعنى هشتم ذى ‏حجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، مأموريت داشت با امام حسين برخورد شديد نمايد، وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهت‏ حر و لشكريانش در نماز جماعت امام حسين(ع) شركت مى ‏كردند و به خطبه ‏هاى دلنشين وى گوش جان مى‏ سپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچ‏گونه مشكلى در كنار هم بودند. اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامه ‏اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مأمور سخت‏گيرى بر امام حسين (ع) نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام حسين و يارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام كربلا هدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد. روز پنج شنبه دوم ماه محرم سال 61 هجرى امام حسين عليه السلام در يكى از نواحى نينوا به نام كربلا فرود آمد. قافله امام حسين چون به سرزمين كربلا رسيدند، آن حضرت پرسيد: اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند: كربلا. آن حضرت تا نام كربلا را شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء. فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه‏ هاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد. روز بعد عمر بن سعد بن ابى وقاص زهرى با چهار هزار نفر از كوفه رسيد و در مقابل امام جاى گرفت. عمر بن سعد از قريش و از طايفه بنى زهره بن كلاب و خويش نزديك حضرت آمنه مادر بزرگوار رسول خدا (ص) بود. پدرش سعد بن ابى وقاص از پنج نفرى است كه در آغاز بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوسيله آشنايى با ابى ابكر به دين اسلام در آمدند و نام او در تاريخ اسلام و فتوحات اسلامى پر آوازه است. عمر بن سعد كسى نزد امام عليه السلام فرستاد كه چرا به عراق آمده ايد؟ امام در جواب فرمود: عراقيان خود مرا با نوشتن نامه خوانده اند اكنون اگر از آمدن من كراهت داريد به همان حجاز باز مى گردم. ابن سعد نامه اى به ابن زياد نوشت و آنچه را امام فرموده بود گزارش داد. ابن زياد گفت: اكنون كه چنگال هاى ما به سوى او بند شده است، اميد نجات و بازگشتن به حجاز دارد؟ ديگر گذشت و راهى براى وى باقى نمانده است. آنگاه به ابن سعد نوشت نامه ات راخواندم آنچه نوشته بودى فهميدم از حسين بن على عليه السلام بخواه كه خود و همه همراهانش با يزيد بيعت كنند و آنگاه كه بيعت به انجام رسيد، ما هرچه خواستيم نظر خواهيم داد. سپس نامه ديگرى از ابن زياد رسيد كه آب را به روى حسين و ياران وى ببند تا قطره اى از آن را ننوشند، و عمر بى درنگ عمرو بن حجاج را به فرماندهى چهار هزار سوار فرستاد كه ميان اباعبدالله و آب فرات حايل شدند و راه آب را بر امام و اصحابش بستند و اين پيش آمد و سه روز پيش از شهادت امام روى داد. امام عليه السلام از ابن سعد خواست كه با وى ملاقات كند و شبانه در ميان دو سپاه ملاقات كردند و مدتى با هم سخن گفتند. چون عمر بن سعد به اردوگاه خود بازگشت و نامه به ابن زياد نوشت كه خدا آتش جنگ را خاموش كرد و با هم توافق كرديم و امر امت به خير و صلاح برگزار شد، اكنون حسين بن على آماده است كه به حجاز برود و به يكى از مرزهاى اسلامى روانه شود و آنگاه جمله اى را به عنوان دروغ مصلحت آميز براى رام كردن ابن زياد نوشت. با رسيدن اين نامه ابن زياد نرم شد و تحت تاثير پيشنهادهاى ابن سعد قرار گرفت. اما شمر بن ذى الجوشن (لعنت الله عليه) كه حاضر بود گفت: اشتباه مى كنى، اين فرصت را غنيمت شمار و دست از حسين بن على كه اكنون بر وى دست يافته اى بر مدار كه ديگر چنين فرصتى به دست نخواهى آورد. ابن زياد گفت: راست مى گويى، پس خودت رهسپار كربلا باش و اين نامه را به ابن سعد برسان كه حسين و يارانش بدون شرط و تسليم شوند. آنگاه ايشان را به كوفه فرستاده و گرنه با ايشان بجنگد و اگر هم ابن سعد زير بار نرفت و حاضر نشد با حسين بن على بجنگد، تو خود فرمانده سپاه باش و گردن او را بزن و سرش را براى من بفرست. آنگاه به ابن سعد نوشت: من تو را نفرستادم كه با حسين بن على مدارا كنى و نزد من از وى شفاعت كنى، و راه سلامت و زندگى او را هموار سازى. اكنون ببين اگر خود و يارانش تسليم شدند آنها را نزد من بفرست، و اگر امتناع كردند بر آنها حمله كن تا آنان را بكشى و بدن ها را مثله كنى، اما عهد كرده ام كه او را بكشم و لگد كوب اسب ها كنم. اكنون اگر به آنچه دستور دادم عمل كردي، تو را پاداش مى دهم و اگر به اين كارها تن ندادى از كار ما و سپاه ما بركنار باش و لشكريان را به شمر بن ذى الجوشن واگذار كه به ما وى دستور داده ايم. اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد (ص) و آل محمد.

مهدی باغبانزاده آرانی

نظر بدهید